به حوزه ای که من از حیث قومی و سیاسی تعلق دارم، امروزه از نظر وفاداری به ارزش های خودش دچار نابسامانی عجیبی شده است.
گسست بی سابقه فکری با ارزش های نخستین ، بهره برداری غیر مسوولانه از دست آوردها، ناهم آهنگی میان قاعده و هرم، خود ستیزی و بیگانه پروری بی رویه ، کج بحثی, منافقانه, برای تاریک نشان دادن واقعیت ها ، شخصی بازی و دشمن تراشی های غیر واقعی از عمده ترین چالش های دم دست و حال حاظر این حوزه و جریان را شکل می دهد.
اینجا بدون اندک دست آوردی همه از "خزانه پدر" خرچ می کنند و روز می گذرانند. اگر استثنایی در کار هم باشد قابل رویت نیست.
زبان نقد هم غرض آلود است و گاهاً اگر از جایی صدایی صادقانه بلند می شود به نام های این و آن فرو کوفته می شود. همه چیز در حال موروثی شدن است و این وراثت با چرخش نخبه گان در درون جریان تضاد منافع دارد.
بیشتر بگویم طولانی می شود، این را گفتم به منظور روشن کردن این امر که وقتی این وضع برای ما قابل قبول نیست ، اگر هیچ کاری انجام داده نمی توانیم حداقل خوب را خوب و بد را بد گفته که می توانیم.
بنده منحیث یک فرد هر از گاهی این کار را صادقانه کرده ام و ضرر هایش را با افتخار متقبل شده ام زیرا باور دارم که "شیشه هرچه بیشتر شکند تیز تر شود".
ما بیشتر از طرف آدم هایی شکسته می شویم که دیروز هرچه بوده اند یا اصلا نبوده اند ، امروز هم منصب دولتی دارند ، هم جایگاه حزبی دارند ، هم تجارت خانوادگی دارند و هم پسران و دختران شان را به مناصب اداری و دیپلوماتیک رسانیده اند.
ایشان منافقانه خود را نسبت به ما وفادار تر به ارزش ها نشان میدهند و تعداد کوتاه فکر و احساساتی را به دنبال حرف شان می کشانند در حالیکه "چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند".
ما تا از یک بازنگری شفاف خودی نگزریم روز خوبی و خوشی را نخواهیم دید و این شدنی ست با اراده و حرکت صادقانه، آگاهانه و شجاعانهء حتی یک نفر.
پس دنباله روی نکنیم و به کج بحثی های منافقانه هم نه بگوییم.
مشکل جریان ما و قوم ما مشکل درونی ست تا بیرونی اما متاسفانه تعدادی جنبهء بیرونی این مشکل را فربه نشان میدهند و به این شخص و آن شخص و به این قوم و آن قوم نسبت می دهند.
امروز اگر غنی برما حکم میراند یا دیروز اگر کرزی حکم میراند کار خودشان را می کردند اما ما از ناحیهء عدم کارایی اکثر نخبه گان ناکار آمد خودمان در کنار این ها آسیب می دیدیم و امروز نیز همین طور است.
مگر ما در طی پنج سال گذشته شریک پنجاه فیصدی قدرت به رهبری داکتر عبدالله نبودیم ؟ اگر بودیم پس او چه کاری کرده ؟ اگر کاری نکرده مقصر کیست ؟ پس چرا حرف زدن و انتقاد کردن ازو را به جاهای دیگر ربط میدهیم؟
متاسفانه هنوز عدهء چندین باره کمر بسته اند تا دوباره در انتخابات پیش رو او را به گردهء مردم ما بنشانند.
درد ما بالاتر از "زی" ها است حرفش را نزن
ما به کرزی، ما به احمدزی، مقابل نیستیم
برنا صالحی
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان