اشرف غنی اقتصاددان، استاد دانشگاه، نویسنده و ربیس جمهور بر حال افغانستان است. غنی متکی به حمایت آمریکا و بانک جهانی پس از یک انتخابات پر از تقلب و در یک ایتلاف پنجاه پنجاه زیر عنوان حکومت وحدت ملی قدرت را در افغانستان به دست گرفت.
غنی در مدت سه سال فرمانروایی اش به قاطعیت، کم حوصلگی، تمامیت خواهی، بدقولی و کنار زدن رقبا و حتی هم تیمی هایش شهرت پیدا کرده است. وی به هیچ یک از وعده های دوران کمپاین انتخاباتی اش جامه عمل نپوشانیده است. در برخی موارد حتی عکس وعده هایش عمل کرده است.
آقای غنی هر روزی که از عمر حکومت اش می گذرد، خشتی از اعتماد ملی را به ضرر نظام فرو می کاهد هر چند در نخستین روزهای زمامداری اش نوعی دلگرمی و امید ایجاد کرده بود. غنی از نظر پایگاه مردمی، نسبت به هر کدام از سیاستمداران کشور دست خالی تر و بی پایه تر است. در دوره ریاست جمهوری ایشان افغانستان به نقطه ای رسیده است که اگر حضور جنگجویان خارجی نباشد ترس فروپاشی کل ساختار سیاسی کشور به واسطه بی اعتمادی داخلی، فشار جنگ و مداخله همسایگان افغانستان هر لحظه متصور است.
برای شخص اشرف غنی، هم از نظر سن و سال و هم از نظر جایگاه و دید مردم نسبت به او این آخرین ماموریتی است که دارد. شخصیت طرف مقابل، عطامحمد نور والی فعلی بلخ و از فرماندهان مشهور دوران جهاد و مقاومت افغانستان می باشد که به شکل غیر قابل کنترل برای اشرف غنی احمد زی و تیم اش نگفته بر بخش عظیمی از جغرافیای افغانستان حاکمیت می راند.
نور دانشگاهی و نویسنده نیست و حتی از جانب جریان متعلق به خودش هم تا امروز در معادلات قدرت حرف اول را به تنهایی نزده است.او نیز به قاطعیت در تصمیم گیری، صداقت در عمل، شجاعت در مبارزه و رک و راست گویی معروف است.
وی از مخالفان جدی تیم اشرف غنی در قبل و بعد از انتخابات 2014 میلادی بوده است و تا امروز تنها صدای منتقد و مخالف داخل حکومت علیه رهبری حکومت به شمار می رود. نور دارای جایگاه اجتماعی بلند و دارای پایگاه گسترده مردمی است. او خلاف سایر رهبران و فرماندهان جهادی تا هنوز و علیرغم داشتن موقف و جایگاه بلند مادی و سیاسی، ارادت و احترام فرماندهان و مجاهدان خود را حفظ کرده است.
نور بیرون از کار حکومتی دارای چندین رسانه، نشریه و مرکز فرهنگی در مرکز و ولایات افغانستان می باشد که از این طریق طیف گسترده از تحصیلکردگان و صاحبان قلم را به نفع خویش کنترل و نظارت می کند.
بسیاری از سیاسیون بلند رتبه (به قول عوام) و شناخته شده همسو و هم سازمان با او هنوز، یا از سر حسادت و یا از روی شک، کلانی اش را به تمام و کمال قبول نکرده اند درحالیکه آقای نور بعد از مارشال فهیم این حق را برای خودش محفوظ می داند چون تعدادی از قوماندان های سرشناس جهادی در شمال کابل، پنجشیر، ننگرهار، قندهار و هرات به صورت جدی نسبت به او ابراز علاقه و نزدیکی می کنند، شاید می پندارند که آخرین چریک بر سر اقتدار او هست که هنوز هم علیرغم فشار سیاسی رقبای بی رحم و سست عنصری رفقای مجهول الهویه و تاریخ زده اش نفس می کشد.
طی روزهای اخیر موضوع عزل نور از مقام ولایت بلخ از سوی ارگ و سپیدار بر سر زبان ها افتاد که به صورت پنهانی حرف و حدیث های بسیاری را در میان حلقات سیاسی درون و بیرون حکومت به همراه داشت و حتی گفته می شود که نمایندگی های سیاسی کشورهای بزرگ حامی افغانستان در کابل و همین طور فرماندهی ناتو و نهادهای بین المللی را نیز مشغول خود کرده بود.
اعلام تلویحی کاندیداتوری آقای نور در انتخابات آینده ریاست جمهوری، رفت و برگشت های سران جمعیت به مزار و کابل، موضعگیری های گاهگاهی حزب اسلامی حکمتیار ، احتمال باز گشت دوباره جنرال دوستم از ترکیه به کابل و موارد دیگر از پیامدهای این عزل و یا کناره گیری احتمالی بوده است اما نظر به جدیت و اعلام حمایت هایی که از جانب هواداران نور صورت می گیرد این نتیجه را به دست می دهد که ممکن است آقای نور به آسانی در برابر فرمان عزل خویش از سوی رییس جمهور تسلیم نشود.
اطلاعاتی نیز وجود دارد که فرمان برکناری ایشان از سوی ریس جمهور متعاقب توقیف آقای مهمند بواسطه والی بلخ به امضا رسیده که بنا به دلایلی از تطبیق بازمانده است و همچنین گفته می شود که شخص داکتر عبدالله به نیابت اشرف غنی از نور خواسته که هر که را خود او به جایش می گمارد مختار است و نیازی به تشریفات رسمی حساسیت برانگیز نیست که گویا پاسخ این در خواست را نیز نور به نتیجه مشورت از سران جمعیت موکول کرده باشد.
این کشاکش از دیری به دینسو جریان داشته و به استثنای مدت کوتاهی که قرار بود معاهده میان غنی و نور برای همکاری به اجرا گذاشته شود، دو طرف را همیشه در حالت حمله و دفاع در برابر هم قرار داده است. فکر می کنم نزد همگان این سوال ها مطرح شود که:
1. چه چیزی باعث دوام ماموریت عطا منحیث والی بلخ علیرغم مخالفت شدید او با رهبری حکومت مرکزی شده است؟
2. آیا تنها تصمیم گیرنده در مورد عزل و ابقای آقای نور، رییس جمهور غنی است؟
3. در صورت برکناری آقای نور از مقام ولایت بلخ واکنش او و تبعات این برکناری چه خواهد بود؟
4. آیا حضور و عدم حضور او به حیث والی بلخ رابطه ای در رقابت های منطقه ای و فرامنطقه ای بر سر مساله افغانستان دارد؟
5. آینده سیاسی عطامحمد نور با کنار رفتن از مقام ولایت بلخ چه خواهد شد؟
به نظر می رسد که در قدم اول قطع نظر از موافقت و مخالفت دیدگاه او با داکتر غنی، یکی از والی های پیشتاز در امر سازندگی، تامین امنیت و رضایت مردم به جانب حکومت بوده است و از طرف دیگر سابقه خوب و نحوه تعامل او با اقوام و جریان های سیاسی حاضر در شمال و به خصوص در ولایت بلخ باعث ماندگاری او شده است.
دوم فکر می کنم در ارتباط به عزل و یا نصب آدم هایی چون عطامحمد نور و جعرافیایی چون بلخ در شرایطی که بحث حضور و دخالت جامعه بین المللی به خصوص آمریکا مطرح است، کار تنها اشرف غنی بوده نمی تواند. تجربه براندازی امیر اسماعیل خان از هرات را اگر بیاد بیاورید این مساله به خوبی برایتان مفهوم خواهد شد.
سوم اینکه در صورت برکناری بدون رضایت آقای نور، تبعات منفی و زیانباری را هم مردم بلخ و هم ولایات شمالی افغانستان و هم حکومت مرکزی شاهد خواهند بود که در قدم اول جنگ داخلی میان جناح های حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، جنبش ملی، حزب وحدت شاخه محقق و متباقی را در پی خواهد آورد و به رغم آن زمینه را برای گسترش حضور طالبان و داعش مساعدتر خواهد کرد.
در قدم بعدی و با حضور اپوزیسیونی والی بلخ، هیچ والی جانشینی با خاطر آرام زیر ریش و سایه او کار کرده نخواهد نتوانست و این بستگی به ایجاد مزاحمت از جانب نور و هواداران او هم ندارد. نیرو های مخرب، اختطافگر، مافیای موادمخدر و قاچاق اسلحه فعال تر خواهند شد و از خلای بوجود آمده از ناحیه نبود یک والی مبتکر و فعال جولان بیشتر خواهند کرد.
چهارم اینکه ایتلاف بین المللی به رهبری آمریکا، در رقابت با روسیه و آسیای مرکزی، شمال افغانستان را از دست خواهد داد.
و پنجم هم اینکه با کنار رفتن او بر اثر فشار داخلی و احتمالا خارجی های همسو با غنی او را نزد هواداران اش محبوب تر خواهد کرد و از طرفی هم مجال بیشتر برای فعالیت سیاسی در چارچوب ایتلاف نجات برایش دست خواهد داد تا بتواند در صورت کاندیداتوری اش به انتخابات ریاست جمهوری سرحال تر، با برنامه تر و موفق تر ظاهر شود.
به هر صورت اگر حوادث غیر مترقبه را از تحلیل جدا کنیم،در هر صورت شانس مانایی نور در عرصه سیاست افغانستان نسبت به اشرف غنی بیشتر است و آن هم در شرایطی که آنهایی که یک روزی برای رییس جمهور کردن غنی انتخابات افغانستان را به گند کشیدند امروز او را بار گرانی بر شانه های خویش بیش نمی دانند.
صالحی
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان