غنی در توسل به رهبران جهادی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

آرشیو مطالب

برچسب ها

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، نزاع های داخلی بر سر برتری جویی تباری در کشوری با قومیت های مختلف سبب شد که نقش رهبران قومی در آن پررنگ تر از هر مقام در نظام حاکم باشد برهمین اساس، کرزی با درک این موضوع در درایت و زیرکی تمامی رهبران را به نوعی کنترل می کرد اما سیاست غنی حذف کامل جزایر قدرت و به ویژه رهبران جهادی از صحنه سیاسی بوده و هست.

این در حالی است که تنش های داخلی به جایی رسید که در پی سقوط اعتبار رییس جمهور از سوی مردم، مشروعیت سیاسی حکومت نیز در خطر قرار گرفت و از آنجایی که اشرف غنی هیچ اعتقادی به مشورت آنهم از رهبران قومی و جهادی ندارد دیدار با حکمتیار، سیاف، محقق و خلیلی برای چیست و چرا به صورت جداگانه؟

نبرد ارگ و والی برکنار شده بلخ از عطا، رهبری برای جهبه مخالف ساخت اما مشروعیت رییس جمهور را از میان برد که راهی برای غنی جز متوسل شدن دگرباره به رهبران جهادی باقی نگذاشته است.

در این میان، اگر قدرتمندان قومی که در دوران جهاد یک طرف قدرت بودند باید از صحنه سیاسی در راستای حفظ و بقای حکومت غنی از میان بروند چرا همواره در سخت ترین شرایط تنها گزینه نجات هستند؟

افغانستانی که بنا به قومیت های شکل گرفته در سلطه گری یک قومیت در خون و جنگ فرو رفت و چهل سال کشتار به همراه داشت که نه می توان آینده ای امن برای آن متصور شد و نه رها شدن از شومی گروه های تروریستی به دلیل حکومت ناقص شکل گرفته در کنفرانس بن می باشد که بهتر از دوران های گذشته نبوده است.

و اگر فردی گمنام از جانب عوامل خارجی در راس قدرت قرار می گیرد، حداقل باید برای حفظ نیم بند ثبات از امتیاز سیاستمداری برخوردار باشد نه اینکه تیوریسینی با تفکرات افراط گرایانه یک حکومت را معطوف به نبردهای درونی و هم پای تروریستان کشور را غرق ویرانی و خون کند.

دیدارهای جداگانه رییس جمهور با رهبرانی باقی مانده از گزند تبعید و محاصره ارگ اگر در جهت مشورت خواهی باشد به سرانجامی نمی رسد زیرا غنی گوش شنوا آنهم از سوی دشمنان خود ندارد البته جز همراهی همچون حکمتیار، اما اگر در راستای تشکیل شورای بزرگان صورت گرفت، پس به جایی از تنگا در قدرت رسیده که چاره ای جز جهادگرایان نیافته است، شکست تیوریسینی غرب نشین که بر حقانیت طالب بیش از هر جهادی غیرپشتون باور داشت.

از سوی دیگر، اشرف غنی که با به قدرت رسیدن، هدفی جز پشتونیزم کردن افغانستان در تکیه بر حمایت همه جانبه امریکا، استفاده از ابزار اسلام آباد و گروه های تروریستی نداشت در میانه راه به بن بست رسیده که برای تمامی دولت و گروه های در قدرتِ گذشته، همان باتلاق سلطه گرای می باشد

نشست بزرگان اگرچه جایی در قانون اساسی ندارد اما اصلی در افغانستان است که حتی امریکا نمی توان بدون آن در این سرزمین باقی بماند و کرزی با چنین نیروی توانست سیزده سال در قدرت، اهداف رهبران پشتون را بدون نزاع های داخلی در کنترل رهبران جهادی و سیاسی جامعه عمل بپوشاند.

این در حالی است که انحصار قدرت در ارگ و همراه کردن حکمتیار در قدرت نیز نتوانست سدی در برابر تهدید مخالفان داخلی، حکومت را از گزند سقوط حفظ نماید و رییس جمهور را مجبور به روی آوردن به رهبرانی کرد که رابطه نزدیکی با مهره های دردسر ساز دارند.

در روزگاری که تکیه عطا محمد بر محقق و دوستم و حمایت های دور و نزدیک باقی رهبران جهادی و قومی است، اشرف غنی در تکاپوی جلب حمایت همین رهبران برای ایجاد فشار بر وی می باشد هرچند تاکنون تمامی دسیسه های ارگ مغولب اتحاد رهبران مقاومت شمال شده است.

و از آنجایی که اشرف غنی به مانند کرزی تهی از درایت و زیرکی در سیاست است چنین دیدارهای، مقطعی برای به چالش کشیدن مهره های دردسر ساز خواهد بود و اگر شورای بزرگانی نیز تشکیل شود در اختلاف های عمیق قومی نمی تواند به مانند دوران کرزی، مشروعیتی برای نظام حاکم به بار آورد.

کد (18)

نویسنده : کاوه محمدزادگان بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:34
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها